![]() |
![]() |
|
| پیام رسان انجمن نمایش خیابانی خانه ی تئاتر |
|
هنوز در مرحله سفت کاری هستیم
به دلیل تازه رسمیت یافتن تئاتر خیابانی در اویل دهه هفتاد ، و شتاب در گردآوری گروه ها و راه اندازی جریانی با این نام – که دردرستی این نام هم بحث هست – ونیز دستمزدهای نازلی که برای آثار و هنرمندان آن منظور شده بود ، بسیاری از عناصرضروری هنر نمایش که به نظر می رسد از شتاب گام های نخستین می کاهند ، به آسانی کنار گذاشته شدند.مقصود رامثالی می تواند روشن کند:در نوعی معمول از خانه سازی ، به دلایل اقتصادی ، به زدن اسکلت و برپایی دیوارها تا مرحله ((سفت کاری)) بسنده شده و تنها یک اتاق و دستشویی بطور کامل آماده می شوند تا خانواده در آن ساکن شوند و در طول زمان ، هر گاه مختصر امکانی فراهم شد ، گوشه ای دیگر از خانه کامل گردد.در این روش تکمیل خانه چند سال به طول می انجامد و در آن هنگام هم بخش های قدیمی تر آن فرسوده شده و آسیب دیده اند در حالی که هزینه ی مصرف شده هم بسیار بیشتر از ساختن یک خانه ی کامل در همان آغاز از آب در آمده است.در تئاتر خیابانی رسمی ما نیز اتفاقی مشابه رخ داده است و از آغازرسمیت یابی ، عواملی چون دستیار کارگردان ، منشی صحنه ، نور پرداز ، چهره پرداز، طراح صحنه و لباس و نور و صدا و موسیقی و منشی صحنه و عناصری چون متن مکتوب دراماتیک ، و دراماتورژی و میزانسن که اغلب از ضروریات پایه ای هنر نمایش اند از آن حذف شده اند و تنها ((اتاقی))به نام ((اجرا))باقی مانده است به اضافه ی ((سرویسی)) به نام ((بازیگری و کارگردانی)) ، آنهم ناقص.جای متن دراماتیک را هم در این تئاتر، عنصری به نام ((طرح و ایده)) اشغال کرده است ، یعنی مرحله ی نخست و گام اول نوشتن متن نمایشی.پس تئاتر خیابانی نیز درمرحله ی سفت کاری مانده است و برعکس آنچه در آن نوع خانه سازی اتفاق می افتد ، پس از گذشت حدود 2 دهه ، کسی هم به فکر تکمیل این ساختمان نا کامل ، نیافتاده ، و گویی قصد هم نداریم بیاندیشیم که مگر می شود ادبیات نمایشی را از نمایش حذف کرد؟وآیا تئاتری اینگونه ، مصداق ((شیر بی یال و دم)) نیست؟و هنرمندان تئاتر خیابانی سرزمین های دیگر که از تمام ظرفیت های عناصر و عوامل هنر نمایش در آثار خود بهره می گیرند ، آیا از ما عقب ترند ؟ چرا در تئاتر خیابانی ما به اندیشه ورزی های عمیق کمتربها داده می شود؟ و تنها به طرح یک مسئله رو بنائی ، با دیدگاهی نه چندان عمیق و تامل انگیز در آثارمان می پردازیم و در این آثار کمتر نشانه ای از فنون و پیچش های درام وجود دارد؟و چرا برای ساده کردن مسئله(یا در حقیقت پاک کردن صورت مسئله) و تطبیق هنر با میزان ادراک و برداشت خود از آن ، به سادگی هر چه تمام تر تئاتر خیابانی را فاقد متن دراماتیک و میزانسن می دانیم و این باور را در سطح ملی مطرح کرده و رواج می دهیم؟ وچرا تئاتر خیابانی را به عنوان شعبه ای ازهنر نمایش – اندیشمندترین و عمیق ترین و فنی ترین هنر جهان – تهی از هر گونه عرض و طول و عمق و ارتفاع و گنجایش ، ونا بهره مند از مفاهیم پیچیده و لایه های معنایی و تکنیک های خاص می دانیم؟ و چرا خلاف آنچه روال و روند و انگیزه و هدف هر هنری ست ، در تئاتر خیابانی ، ضرورت ها و نیازهای حقیقی جامعه و مردم را به گونه ای اندیشمندانه بازشناسی نکرده و برای مخاطب خود تبیین نمی کنیم و او را به سطحی فراتر ارتقاء نمی دهیم ، بلکه به اقناع فوری او کسب رضایتمندی آنی اش می اندیشیم؟ بخش مهمی از دلایل حذف های مورد اشاره و پاسخ این پرسش ها و پرشس های جواب داده نشده ی دیگر،مستقیما به وضعیت اقتصادی تئاتر خیابانی مربوط می شود.هزینه ی منظور شده، هنرمند این رشته را وا می دارد که خود دهنده ی طرح و ایده ، کارگردان ، و یکی از بازیگران گروه باشد،از اندیشه و دیدگاه و تخصص عوامل حذف شده،و از متن خوب و اندیشمندانه بهره نگیرد چرا که نمی تواند نویسنده و عوامل را تامین کند و حتی بازیگران تکنیکی تر و مشاوری توانا،و هر فردی را که بتواند سبب ارتقاء سطح اندیشگی و فنی اثرش باشد.چنین هنرمندی،از پویایی باز می ماند و این یعنی افت کیفی تئاتر خیابانی، کاسته شدن از اهمیت آن،وعدم توجه جامعه و اندیشمندانش به این رشته،و مورد نقد و نظر واقعی قرار نگرفتن این تئاتر، تئوریزه نشدن آن،و فراهم آمدن مهلت و مجال برای دیدگاههای سطحی،تا به ((همینی که هست))اکتفا کنند و باورهای غلط درباره ی این رشته رواج دهند.از جمله باورهای غلط ، یکی هم آن است که بارها گفته شده است وجه تمایز تئاتر خیابانی با تئاتر صحنه ای ،"نبود متن و میزانسن درآن است."و مطرح کنندگان این باور به این نکته ی الفبایی توجه ندارند که فلسفه ، هنر و علم امروز هر چیز را مبتنی بر متن می دانند و متن و تحلیل آن مفهومی چنان گسترده یافته است که وجود و شناخت و تحلیل آن در تمامی ابعاد زیستی انسان ضرورتی قاطع است چه رسد به هنری که متن اصلی ترین عنصر آن است و میزانسن نیز عبارت است از هر آنچه از آغاز تا پایان یک نمایش و در لحظه لحظه ی آن بر صحنه قرار می گیرد اعم از هر نور و رنگ و سطح و خط و حجم و فرم،چه در لباس چه در گریم،چه در حرکت ، چه در فضا و اتمسفر و دکور و ابزار و ... و تغییراتی که نوع مکان و موقعیت و مخاطب ممکن است در هندسه ی حرکتی و یا دیالوگ یک اثر خیابانی ایجاد کنند ، به هیچوجه نمی توانند نفی کننده ی متن و میزانسن باشند،واین تغییرات در تئاتر صحنه هم بویژه در تئاتر صحنه ای امروز که نه مکان و موقعیت اجرا و تماشا تثبیت شده است و نه هیچ چیز دیگر ، ممکن است به وجود آیند.اما تئاتر صحنه ی نوین هم با آنهمه انعطاف در همه عناصرش که از انعطاف در تئاتر خیابانی هم پیشی گرفته است ، متن و میزانسن را حذف نکرده است.حذف این دو عنصر پایه ای ، بویژه در تئاتر خیابانی ، که گفتیم بسیاری از عوامل و عناصر خود را از آغاز رسمیت جشنواره ای حذف کرده ، یعنی به جای نهادن کپه ای خاکستر از این هنر شریف و مظلوم که ما خود مظلوم ترش هم کرده ایم ، درباره ی تاثیر مسئله ی اقتصاد بر این نوع تئاتر سخنی گفتیم و اکنون همان مسئله ی حاد هم نباید تاثیری آنگونه مخرب بر تئاتر خیابانی می گذاشت. مگر در تئاتر بی چیز صحنه ای گروتفسکی که از نوعی نمایش خیابانی خود ما در زمان هایی پیش تر ایده و الهام گرفته است ، و در آن شیوه می توان با کمترین هزینه،بدون صحنه و دکور و لباس و گریم و دیگر عناصر بهترین آثار را تنها توسط بازیگر اجرا کرد،نقش عناصر ضروری نمایش منتفی ست؟ در تئاتر بی چیز هیچ عنصر و عاملی حذف نمی شود ، بلکه بازیگر نقش همه ی عناصر را به عهده می گیرد. حتی دکور و ابزار را. متن و میزانسن هم حذف نمی شوند بلکه متن و میزانسن هم ازذهن گروه بازیگران تراوش می کنند و در نهایت درآن شاهد متنی دراماتیک و میزانسنی عمیق و فنی هستیم.اشاره ام به تئاتر بی چیز ، به دلیل آن است که تفاوت بی چیزی آن را با بی چیزی تئاتر خودمان که از زمین تا آسمان است دریابیم. آن تئاتر اوج یک جریان تئاتری متکامل است. و تجربه ای ما بعد تمام شکل ها و شیوه های تئاتری غنی و قوی و ساخته شده بر پایه های محکم تئاتری پویا و چند هزار ساله و بازیگران آن کسانی اند مجهز به علم و فلسفه وتکنیک وکاشف توانایی های درونی و برونی انسان ،که درکنارشان تئوریسینی قدر و نویسنده ی توانا حضور دارد و افرادی کار بلد. و آن تئاتر یک انتخاب است،و نه یک انفعال در برابر شرایط .تکیه بر بازیگر و موجز و مختصر کردن هر چیز و به حداقل ممکن رساندن آن ها ، بر پایه های به شدت فلسفی تکیه دارند وآن تئاتر شیوه مند است و آن تئاتر متعلق به ساختاری علمی و اجتماعی و اقتصادی که کم ترین دستاوردش قراردادن مجموعه ای از تلویزیون و تلفن و کامپیوتر و فکس و ساعت و ضبط صوت و دما سنج و چندین وسیله ی دیگر در حجمی به اندازه ی یک بسته ی آدامس است و همانطور که نمی توان یک جعبه کبریت خالی را با آن حجم مولتی مدیا مقایسه کرد،ما نیز نمی توانیم تئاتر خیابانی منفعل خود را با تئاتر بی چیز ، به گونه ای که برخی کسان قیاس می کنند،مورد مقایسه قرار دهیم.بیایید دیگر مرتکب اشتباه اساسی تعریف تئاتر خیابانی بر اساس شکل و ظاهر ، نشویم.همانگونه که اشاره شد ، از حیث شکل و ظاهر،مرز تفکیک میان تئاتر خیابانی و صحنه ای دیگر بسیار کمرنگ شده است.در همین ایران خودمان درسال 1352،بنده شاهد نمایشی بوده ام که از پیاده رو آغاز و به حیاط و راهرو واتاق های یک خانه منتهی می شد و تماشاگران را با خود حرکت می داد.در پاکستان تئاتری بر صحنه دیده ام که تماشاگران در جای جای آن بر اعمال و تصمیمات قهرمان نمایش،با بحث و جدل،تاثیر می گذاشتند و در سال 1351 در لاله زار خودمان شاهد نمایشی بوده ام که در آن،شیرین و فرهاد،دانشجویان دانشکده ای بودند و قصه از دانشگاه آغاز و به کوه بیستون ختم می شد.در پایان دانستیم که چون ما گروهی دانشجو بودیم که به دیدن آن اثر رفته بودیم و کارگردان متوجه این موضوع شده بود،درلحظه،آن ایده را به گروه داده و گروه بدون حتی یک تپق،مانند نمایشی کاملا تمرین شده،آن اجرا را انجام داده بودند.نمایش صحنه ای دارای چند صحنه در جند مکان،نمایش صحنه ای که در آن تماشاگران را به صحنه می آورند،نمایش صحنه ای که اجرایش بر صندلی ها و کنار تماشاگران انجام می شود،نمایش صحنه ای که در آن تماشاگر در عمق است و گروه اجرا درارتفاع یا بالعکس،نمایش بر پشت بام،مغازه، خانه،بالای درخت و ... که امروزه وجود دارند،بداهه سازی در دیالوگ و میزانسن – اما بر اساس متن و میزانسن تمرین نشده نیز بر صحنه های به شکل و فرم های گوناگون وجود دارد.حتی نمایش صحنه ای دارای یک تماشاگر و نمایش صحنه ای که هر اجرایش درهربار با نظر تماشاگران تغییر می کند نیز هست و خلاف نظر معمول،این تنها نمایش خیابانی ما نیست که ممکن است در آن بداهه و انعطاف باشد.تفاوت میان این دو نوع نمایش،تفاوتی ((ماهیتی))ست. و ماهیت ، همواره ، به فلسفه گرایش دارد و فلسفه،اولیه ترین پیش نیاز هر هنرمند است و اصولا تحولات علم و فلسفه و هنر ،تاثیر و تاثری است.یعنی این،آن را و آن ، این را از خود ما متاثر میکنند و نگاهی تطبیقی به تاریخ هنر و تاریخ علم و تاریخ فلسفه،این امر را به آسانی برما آشکار می سازد.پس ناگزیریم که ماهوی به مسئله بنگریم و برای این نوع نگرش ناچاریم که فلسفه و علم و هنر بدانیم و بشناسیم.وتا ندانیم و نشناسیم،تئاتر خیابانی و مخاطبانش ازما طرفی نخواهند بست.و اما آن ماهیت چیست؟بحثی دارد مفصل که در این مجال نمی گنجد.
عبدالرضا فریدزاده..................................................نویسنده وکارگردان تئاتر خیابانی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 26 دی1387ساعت 1:14 توسط حمزه سمیعی فرد |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به نام ایزد دانای یگانه آغاز میکنیم.
با یاری خداوند توانا، مهرورزی و همیاری شما دوستان و دوست داران هنر و فرهنگ میهن اسلامیمان و به ویژه هنرمندان عرصه ی نمایش، با گشایش خانه ی اینترنتیمان، گامی نو در اغاز به کار دوباره ی این انجمن و ادامه ی روند رو به رشد نمایش خیابانی برداشتیم. بشود که همبستگی هنرمندان این عرصه با یکدیگر و همچنین مردم هنردوست و دانای میهنمان بیشتر و بیشتر گردد. حمزه سمیعی فرد. |
| نویسندگان |
|
حمزه سمیعی فرد عقیل تقی زاده |
|
RSS
|